تبليغاتX

زمزمهء دلتنگي
زمزمهء دلتنگي

عجب بالا وپاینی داره دنیا

زنده را تا زنده است بايد به فريادش رسيد.

 ورنه بر سنگ مزارش آب پاشيدن چه سود؟

 زنده را تا زنده است قدرش بدان.

 ورنه بر روي مزارش کوزه گل چيدن چه سود؟


 

سلام دوستای گلم

شرمنده که یه مدت کم کاری میکردم

ولی دوباره برگشتم 

تا به سرزمین دلتنگیام رنگ وبوی تازه ای بدم

نمی دونم تونستم یا نه

اینو دیگه باید شما بگین


 

 لذتي که در عشق است در هوس نيست غمي که در عشق است در مرگ نيست دلي که در عشق است در سينه نيست اشکي که در عشق است در چشم نيست اميدي که در عشق است در منتظران نيست راز عشق لذتي داردکه غم دل داند و اشک منتظر  

سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.

سازنده ترين کلمه((صبر)) است...براي داشتنش دعا کن رازي که در عشق است در نياز نيست

بازم ممنون که سرزمین دلتنگیامو قابل دونستین

بازم از این کارا بکنین

خاک پای عاشقای دنیا

فریاد

 



دلتنگی های محمد(فرياد) در تاریخ یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 ساعت 10:25 بعد از ظهر

|+|

http://faryad2001.blogfa.com

تولدعاشقترین

     سلام دوستای گلم

نمیدونم چرا دیگه اون حس وحال رو ندارم شاید درس رو قاطی کار کردم خسته میشم شایدم بی انگیزه شدم نمیدونم بهرحال از همه دوستان عذر میخوام که نمیتونم به وبلاگاشون سربزنم

پارسال با چه شورونشاطی واسه تولدم آپ کردم امسال......

راستی این ماه تولدمه واینم عکس موقع تولدم

چه زود گذشت یک سال.............  Go to fullsize image

جشن تود پارساله دوست داشتی کلیک کن 

باران نمي شوم كه نگويي با چه منتي خود را بر شيشه مي كوبد تا پنجره را باز كنم و نيم نگاهي بيندازم ابر مي شوم كه از نگراني يك روز باراني هر لحظه را بگشايي و ما را در آسمان نگاه كني

 

مراقب افكارت باش كه عقايدت مي شوند. مراقب عقايدت باش كه رفتارت مي شوند.مراقب رفتارت باش كه عادتت مي شوند.مراقب عادتت باش كه شخصيتت مي شوند.مراقب شخصيتت باش كه سرنوشتت مي شوند

 

 

 

به چشمي اعتماد كن كه به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار كه جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير كه باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است 

هميشه واسه گلي خاك گلدون باش كه اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش كجاست

دوستت می دارم

نگاهي كرد و من را در به در كرد   

       يقين كرد عاشقم بعدش سفر كرد

 

 

قله تا وقتي قله ست كه فتح نشده باشه ، وقتي فتح شد اين تويي كه قله اي

زندگي .. برگ بودن در مسير باد نيست ! امتحان ريشه هاست .. ريشه هم هرگز اسير باد نيست . زندگي چون پيچكي ست .. انتهايش مي رسد پيش خدا

بكوشيد تا در رنج ها آسايش يابيد ، اينجوري ميشه حتي شادي هاي كوچيكم عميقا درك كرد

لحظه يافتن هميشه حيرتي ست كه به ديدار ياري مي ماند كه پيش از اين هرگز شناخته نبود

زندگی آیا درون سایه‌هامان رنگ می‌گیرد؟

یا که ما خود سایه‌های سایه‌های خویشتن هستیم؟

 

آن که حقیقت را نمی داند نادان است ولی آن که حقیقت را می داند و آن را پنهان می کند جنایتکار است

چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

زاهدا من که به میخانه برفتم به تو چه؟

 ساغر و باده به دست دارم مستم به تو چه؟

 توکه دیشب به محراب نشستی احدی گفت چرا؟

 من که امشب به سحر یک سره مستم به تو چه؟

اتش دوزخ اگر روی کند بر من و تو

 تو که خشکی چه به من من که تر هستم به تو چه؟



دلتنگی های محمد(فرياد) در تاریخ پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 ساعت 11:45 بعد از ظهر

|+|

http://faryad2001.blogfa.com