زمزمهء دلتنگي |
|
براي تو
برای تو
Age ye rooz shad boodi ar bekhand ta gham bidar nashe,va age ye rooz ghamgin shodi aroom gerye kon ta shadi naomid nashe آب كيفي بود از نشعه عريان شدنش باد سطريست زتوجيه گريزان شدنش نه من آلوده اويم كه خدارا حتي گاه در وسوسه انداخته شيطان شدنش بودم آرام زآرامش زلفش اما هستي ام را به هواداد پريشان شدنش در سيه آتش چشمش نه فقط من كه خليل بارها سوخت به اميد گلستان شدنش هان ملائك همه بر سجده او بنشينيد لحظه اي بيش نمانده است به يزدان شدنش از دوست خوبم مصدق به چشمانت بياموز هر کسي ارزش ديدن ندارد به چشمانت بياموز که به چشم به راه بودن عادت نکند به چشمانت بياموز که براي هر کسي بيخواب نشود به زبانت بياموز که هر اسمي ارزش جاري شدن ندارد به زبانت بياموز به هر کسي نگويد دوستت دارم به لبانت بياموز هر لبي ارزش بوسيدن ندارد به ذهنت بياموز که هر کسي لياقت تجسم شدن را ندارد
سلام دوستان ايندفعه ميخوام با اجازتون يه كنفرانس برگزار كنم ودراين كنفرانس درمورد وبلاگ ووبلاگ نويسي وانگيزه هاي نوشتن وبلاگ بحث كنيم و اگر هم شد در مورد تشكيل گروه وبلاگ نويسان مشورت کنیم حالا هر كدوم از دوستان مايل به شركت دراين كنفرانس اينترنتي هستند با گذاشتن پيغام در صفحه نظرات من رو از حضور خودشون مطلع سازند تاریخ کنفرانس ایترنتی:دهم ویازدهم خرداد ماه هشتادو پنج ساعت ۹ الی ۱۲ شب اين هم آي دي من : mohammadj206 دلتنگی های محمد(فرياد) در تاریخ بیست و هشتم اردیبهشت 1385 ساعت 9:54 بعد از ظهر |+|
|