تبليغاتX

زمزمهء دلتنگي - طلب آمرزش برای دو عاشق ومعشوق
زمزمهء دلتنگي

طلب آمرزش برای دو عاشق ومعشوق

اینم دانلود بهترین آهنگهای ایرانی برای شما عزیزان 

سلام دوستای مهربونم که هیچ وقت سرزمین دلتنگی منو فراموش نمیکنید.

 امشب خیلی دلم گرفته میدونین چرا؟

چون امسال ماه رمضون مصادف شده باششمین سالگرد دو تا عاشق ومعشوق محلمون که فکرکنم تا سالها ی سال اسمشون از زبون اهالی محلمون نیفته البته من هر سال برای آمرزش روح این دوتا عاشق ومعشوق که وصال در اون دنیا رو ترجیح دادند دعا میکنم هر چند کارشون عاقلانه نبوده (هر چند انتظار عاقلانه بودن کارهم از  یه عاشق ومعشوق) نیست چون پای عشق که وسط میادعقل رسما کناره گیری میکنه برای همین برای هر کی خواستیم دعایی کنیم میگم :عاشق نشو دوست داشته باش.

 

 

 

یاران با صفا نمیخواین بدونین سرگذشت  این عاشق ومعشوقو ؟

نمی خواین بدونین چیکار کردن که اینطور ازشون یاد کردم؟

ولی یه خواهش:

اگه خواستین سرگذشت شونو  بخونین حتما یه فاتحه به روحشون بفرستید شاید روحشون آمرزیده شد .

چند سال پیش تو محله مون یه پسری بود به اسم فریدون که عاشق دختری به اسم نغمه که اونم بچه محلمون بود .

این دوتا از بچگی ،از اون موقع که نمی دونستن عشق چیه در عالم کودکی با هم عهد هایی بسته بودند ولی نمی دونستن قضای روزگار با اینا چه معامله ای خواهد کرد.اونها عهد بسته بودند که چه در این دنیا وچه در اون دنیا مال برای هم باشن.

وقتی فریدون به سن ازدواج میرسه وبا هزار امید و آرزو به خواستگاری هم بازی کودکیش میره ولی داداش  

دختر که یه کینه قدیمی با فریدون داره مخالف سرسخت ازدواج میشه ولی فریدن چون عاشق نغمه بود دومین بار با امید بیشتر وسومین بار و چهارمین بار ...که داداش دختره فریدونو تهدید میکنه وبرای محکم کردن تهدید یه نوک چاقو به بازویعاشق بینوا میزنه.

آخه میدونین بچه ها عاشق با یه نوک چاقو اگه عقب بکشه که عاشق نیست .کار بالا میکشه تا اینکه  یه روز فریدون تهدید به مرگ میشه بی خبر از این که عاشق باکی از مرگ نداره اینجاست که عقل پاشو کنار میکشه وعاشق بینوا  میره  یه گالن بنزین میگیره میره دم در معشوقه که ثابت کنه چطورعاشقشه و در یک لحظه بنزینو میریزه رو خودشو خود کشی میکنه(حالا متوجه شدید :  چرا برای روحشون طلب آمرزش میکنم)

"(هرچند اینا قدر همو خوب میدونستن ولی بعد رفتنشون خانواده قدرشونو دونست)"

نغمه که با چشمهای خودش سوختن عزیزشو میبینه تلاش بر خاموش کردن آتیش میکنه  که دست نغمه هم میسوزه ولی فریدون از دست میره عاشق ومعشوق جدا میشن از هم .

جدایی خیلی سخته نه

معشوق چطور میخواد عشقشو به عاشق ثابت کنه

شب هفتم عاشق چند تا  از دوستاشو جمع میکنه خونه یه جشن کوچو لو میگیره (مثلا برای از یاد بردن عاشق )ولی این ظاهر ماجرا بود نغمه لباس عروسی میپوشه وبه دوستش میگه اگه من افتادم وحالت غش بهم دست داد نگران نباشید من سرع دارم وزود حالم بهتر میشه مبادا کسی رو خبر دار کنید .

نیم ساعت از جشن گذشته بود که حالت غش معشوق که وعده اش را به دوستاش داده بود میرسه نغمه میفته ولی این حقیقت نداشت چون اصلا نغمه بیماری نداشت. از معده نغمه که حالا در جمع دوستاش نبود به و ابدیت پیوسته بود 80 عدد  قرص پیدا میکنن که نشان از عجله معشوق برای وصال خیالی داشته ونامه پیدا شده از جیب نغمه که همه خانوادشو  مخصوصا داداشش که کم لطف ترین به این عاشق ومعشوق بوده رو مقصر این وصال رویایی میدونه و این نشان از کناره گیری کامل عقل در آمدن عشق میکنه.

پس منم دعا میکنم  که عاشق نشید ،ولی خیلی دوست داشته باشید.

خوب عزیزان از اینکه تا اینجا سرگذشت  بچه  عاشق های محلمون رو خوندید وامید وارم که شما هم برای روح این دو عاشق ومعشوق طلب آمرزش کنید و در سحر گاههای شبهای رمضان اگه خاطرتان بود به این دوتا دعا کنید چون خود کشی در اسلام گناه کبیره هستش هر چند برای عشق باشه .

 

خدایا تو این شبهای مبارک ماه رمضون ما رو بیشتر به کراماتت آشنا کن وما رابا گرسنگی و روزه روح آشنا کن تا که همیشه به یاد تهیدستان ومستمندان باشیم چون از قدیم گفتن" خدا هیچ کس رو با گرسنگی و فقر آز مایش نکنه از دری که فقر میا د ایمان از همون در میره بیرون ".

خدایا روح فریدون ونغمه رو بیامرز که عشق مسبب گناهشان بوده هر چند عشقشان حقیقی نبوده  چون معشوق حقیقی تویی و اینها همه بهانه..

آمین یا رب العالمین

در ضمن پدر من خدا حافظی نغمه رو از شهر زنجان به صورت شعر نوشته و من اگه زنده بودم در آپهای بعدی شعر رو با ترجمه چون شعر به زبان مادریه (ترکی) برای اون دسته از همراهانی که علاقه مند شعر هستند میذارم .

بازم ممنونم که تنهام نمی ذارین وسرزمین دلتنگیمو  از یاد نمی برین.

دوستای عزیز تو این شبهای عزیز سعی کنیم د لامونو از هر کینه ونفرت پاک کنیم که کینه زنگار آینه دله پس خوب نیست دلامون زنگار گرفته باشه..

خاک پای یاران

فریاد

 

 در خاتمه برای یکی از بچه های گروه فریاد مشکلی پیش اومده که محتاج دعای شما دوستان عزیز میباشد .تو دعاهاتون این عزیزمونم فراموش نکنید



دلتنگی های محمد(فرياد) در تاریخ پنجم مهر 1385 ساعت 4:40 قبل از ظهر

|+|

http://faryad2001.blogfa.com